نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

تجربیات 5 ساله ی من از زمانی که روی زمین فرود اومدم

طبقه بندی موضوعی

ناتوانی

پنجشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۱، ۰۵:۲۵ ق.ظ
ما آدمها موجودات عجیبی هستیم ! احساس توانایی تو وجودمون موج میزنه ، طوری روی زمین راه میریم انکار که خدا داره با پاهای خودش قدم میزنه ! اگه کسی بهمون بگه ناتوان و عاجز انگار فحشمون داده ! ... امروز با وجود اینهمه احساس تکبر و غرور و توانایی نگاهی به زندگی ام کردم ، شروع کردم به گرفتن یه ترازنامه از داشته ها و نداشته هام ، خواسته ها و نخواسته هام و کلا وضعیت زندگی ام ... نتیجه شگفت انگیز بود ! با مقایسه با گذشته : زندگی ام فوق العادست ! و با نگاهی به اکنون : زندگی ام فاجعه است ! و با نگاهی به آینده : زندگی ام قابل تحمله ! حالا این چه ربطی به ناتوانی و عجز داره ؟ نگاه کردم دیدم چقدر چیزها و کارها هست که من می خوام انجام بدم و نمی دم ! و چرا ؟! چون در مقابل خواسته ها و خورده فرمایشهای صدای کله ام (شیطان ، فکر ، صدای ذهن یا مثل همیشه هر اسمی می خوای روش بذار ) عاجزم ! می خوام لاغر تر و خوش هیکل تر بشم ، و در مقابل نخوردن یه کیک خامه ای عاجزم ! می خوام مطالعم بیشتر بشه ، و در مقابل خوابالو بودن عاجزم ! می خوام منظم تر باشم ، و در مقابل تنبلی ام عاجزم ! می خوام خوش لباستر باشم ، و در مقابل بی خیالی ام عاجزم ! می خوام ... و در مقابل ... عاجزم ! این لیست میتونه صد تا دیگه ادامه پیدا کنه ! ولی راه حل چیه ؟ نوعی مبارزه ! نوعی تصمیم و در پی اش اقدام و عمل ... باید به قدرت صدای کله ام پی ببرم ، شروع به کمک گرفتن از یکی که از اون قوی تره بکنم (این روزها قوی ترین نیرویی که میشناسم خداییه که درک می کنم ) ، و شروع کنم به برنامه ریزی و عمل کردن دقیقا بر خلاف آنچه کله می گه ... از شما دعا می خوام ... از خدا کمک ...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۴/۰۱
نیم نوشته

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی