نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

تجربیات 5 ساله ی من از زمانی که روی زمین فرود اومدم

طبقه بندی موضوعی

سرآغاز

يكشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۱، ۰۴:۱۶ ب.ظ
خیلی ها با ناباوری میپرسن واقعا اینقدر که میگی ورود به مسیر ساده و راحته ... چطور شروع کردی ؟ امروز در مورد همین موضوع با دوست اشفته ای صحبت می کردم ... نتیجه اینطور شد : اولین کاری که کردم این بود که پذیرفتم هرچه تا الان انجام دادم جز آشفتگی برام نتیجه ای نداشته ! راه حلهای خودم برای خودم پاسخگو نیست ! پذیرفتم و اقرار کردم علت آشفتگی ام چیزی درون خودمه و افکار و عملکرد و راه حل های من برای خودم جواب نمی ده ... پس چه می شد کرد ؟! به نیرویی بیرونی تکیه کردم ... دست از من! با راه حل ها و افکار و نگاه و کارهای عجیب غریب و مختلفم برداشتم ... کمک گرفتم . از یه دوست ، یه مسیر ، یه گروه ، کتاب ، ... کمک گرفتن و گوش دادن و تفکر رو تمرین کردم . روشن بینی رو اینطور به کار گرفتم : راه حل های من راه لزوما راه حل نهایی و درست نیست ... راه های دیگه ای هم هست ... نیرویی بیرون می تونه منو بهتر ببینه و قضاوت کنه ... کمک گرفتن رو باید یاد گرفت ... حرف گوش دادن رو باید یاد گرفت ... اینها یعنی تصمیم گرفتم شخص دیگه ای بشم ... با نگاهی جدید ... تصمیمی جدید ... رفتاری جدید ... باید بهتر بودن رو تمرین می کردم ، در هر زمینه ای تا جایی که تونستم سعی کردم بهتر باشم ... فهمیدم عقلم برای خودم کار نمی کنه و باید مشورت کنم ، پذیرش و فروتنی داشته باشم ... و این آغاز راه بود : اقرار به ناتوانی و آشفته شدن زندگی ... باور کردن اینکه نیروهایی بیرون از من می تونن به من کمک کنن . ظاهرا سخت نیست ولی در حقیقت تحولی عظیم در طرز نگرشه ...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۶/۲۶
نیم نوشته

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی