نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

تجربیات 5 ساله ی من از زمانی که روی زمین فرود اومدم

طبقه بندی موضوعی

احساسات

چهارشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۱، ۰۴:۵۳ ق.ظ
نمی دونم چرا از صبح دائم این جمله تو سرمه : "یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم ... " پس دربارش احساسمو می نویسم . ما معمولا (تا وقتی که به مسیر آرامش پا نذاشتیم ) با احساساتمون راحت نیستیم و عکس العملمون به اونها طبیعی نیست . به عنوان مثال گاهی غمی داریم و جای ابرازش ... جای گریه کردن تو وجودمون نگهش می داریم و از جای دیگه با خشم سر باز می کنه !  نمی دونیم با احساسات چه باید کرد ... هر احساسی معمولا عملی به دنبال داره و ما روال درستی برای عملکرد بعد هر احساس نداریم ... گاهی لازمه احساسی رو فقط احساس کرد ... احساس تنهایی (که در میون جوونای این دور و زمونه خیلی شایعه ) حس لذت بخشی نیست ، احساس درد  ، احساس غم ، احساس ... احساساتی که گاهی با برچسب بد اونا رو اسم می بریم و جای تجربه کردنشون و فقط احساس کردنشون شروع می کنیم به چنگ انداختن به عواملی خارجی که ما رو از این احساسات نجات بدن ... معمولا بدترین عکس العملها رو نسنجیده در این شرایط انجام می دیم و بدترین نتایج رو می گیریم ... برای فرار از تنهایی به هر بی سر و پایی دل می بندیم ، اعتماد می کنیم ، حتی ازدواج می کنیم و نتیجه ... شاید صبر ، پذیرش و فروتنی لازمه که با تعقل ، ایمان و اعتماد به خدا پیش بریم و نتیجه ای بهتر بگیریم ...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۶/۲۹
نیم نوشته

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی