نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

تجربیات 5 ساله ی من از زمانی که روی زمین فرود اومدم

طبقه بندی موضوعی

آشفتگی

پنجشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۱، ۰۴:۴۲ ق.ظ
از زمین و زمون شاکی هستی ... بزرگترین احساست مورد ظلم واقع شدنه ... فکر می کنی هیچکس درکت نمی کنه ... با خودت می گی چرا دیگران شانس داشتن و تو فلان شرایط به دنیا اومدن ولی من باید تو این شهر و این خانواده به دنیا بیام ... نگاه می کنی می بینی عمرت هدر شده ... از هر کس که انتظار داری کمکت کنه پشتت رو خالی می کنه و شاید بهت نارو هم بزنه ... همه جز نصیحت کاری بلد نیستن ... هی داری شکست می خوری ... به خاطر اوضاعت مدتهاست که نیازی به شکرگزاری نداری و تنها رابطت با خدا گله گزاری و رنجشه ... انگار یک نفر تو دنیا نیست که درکت کنه ... همه کنار گود نشستن می گن لنگش کن ... همیشه گذشته از امروزت بهتره ... پس باید کاری بکنی ... پس به مطالب زیر ، صادقانه و بی قضاوت و موضع گیری (اگه می تونی ) فکر کن ... - چند نفر افراد آرام و موفق می شناسی که از نظر شرایط اجتماعی و خانوادگی عین تو یا حتی از تو پایین تر بودن و الان تو اوج ثروت و موفقیتن ؟  - برای تویی که می گی دیگران هیچ کاری برات نکردن : تو براشون چه کردی ؟ و مهمتر از اون : خودت برای خودت چه کردی ؟ - استعدادهات رو می شناسی ؟ از چقدرشون استفاده کردی ؟ چی جلوی تو رو گرفته ؟ -اگه افراد موفق سالها و سالهاست که دارن تلاش می کنن تا به اونجا رسیدن ، آیا تو می خوای فورا همه چیز درست بشه ؟ (غیر از سختی هایی که برای خودت ساختی ) چقدر سختی کشیدی ؟ -آیا هدف داری ؟ براش جنگیدی ؟ براش سختی کشیدی ؟ براش صبر کردی ؟ براش تلاش کردی ؟ براش مشورت کردی ؟ -آیا کسی هست که ازش حرف شنوی داشته باشی ؟! کسی که تو رو به مسیر درست هدایت کنه و تو هم دقیقا به حرفاش گوش بدی ؟ -چون همه حرفای تکراری و راهکارای تکرای بهت تحویل می دن (صبر کن ، تلاش کن ، آرام باش ، فداکاری کن ، عشق بورز ، کوششت رو بیشتر کن ، سختیش رو بکش تا به نتیجه برسی و ... )  و یه جور فکر می کنن فکر می کنی کسی درکت نمی کنه ؟ چرا به این فکر نمی کنی که شاید این همه آدم راست می گن و تو یکی مشکل داری ؟ -اینهمه از درست بودن کارها ، طرز فکر و زندگی خودت مطمئنی ؟! پس چرا همه ی نتیجه ها به شکست منجر میشه و هیچی درست نمی شه ؟! آیا منطقی نیست که کار درست ، راه درست ، نتیجه ی درست بهت بده ... همه ی آدمهای سالم و موفق همین کار رو کردن ! -چقدر انرژی برای اثبات بدشانسی ، بد بختی و اینکه حق با توه و همه ی دنیا اشتباه می کنن صرف کردی ؟ چقدر برای تفکر ، تعقل ، برنامه ریزی ، گوش دادن ، مشورت و تلاش برای بهبود شرایط و عمل صرف کردی ؟ -از دیگران چه انتظاری داری ؟ چه جور کمکهایی ؟ دوستان نزدیکت شاد ، موفق ، پولدارن ... آیا چون در این شرایط هستن (و براش تلاش کردن ) وظیفه دارن به تو کمک کنن ؟ همه ی مشکلات مالی ، عاطفی و ... تو رو حل کنن ؟ آخه چرا ؟!  به اینها فکر کن ... و به تغییر روال زندگی و طرز نگاهت ... !بگذار افکارت از حبابی که درش به سر می بره در بیاد ، دست از احساس مظلوم نمایی ، دلسوزی به حال خود و مورد ظلم واقع شدن بردار ... من هم مثل تو زندگی کردم ! بدبختی رو با تمام وجودم لمس کردم ! از همه ی دنیا شاکی شدم ، اصلا متنفر بودم ... اما وقتی کم آوردم پام رو گذاشتم تو مسیر تغییر ، مسیر آرامش ... برای همه ی سوالهام جواب پیدا کردم ... امروز از آدمهایی هستم که آرامم ... و احساس رضایت و خوشبختی و امید همه ی زندگی ام رو پر کرده ... موفق باشی ... دوست خوبم .
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۶/۳۰
نیم نوشته

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی