نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

تجربیات 5 ساله ی من از زمانی که روی زمین فرود اومدم

طبقه بندی موضوعی

فراموشکار

دوشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۲، ۰۹:۰۴ ق.ظ
دقت کردید ما آدمها چقدر فراموشکاریم ؟؟؟ بدترین روزهای زندگیم رو یک لحظه تصور میکنم... که حاضر  بودم همه چیزم رو بدم ولی از اون شرایط بیرون بیام ...  امروز همه چیزم رو ندادم  و از اون شرایط بیرونم ... چرا احساس رضایت و شکر گزاری نداریم ؟ دیدید فراموشکارم ... من اصولی دارم و بهشون پایبندم ... اما وقتی سه روز از جلسات دور میافتم انگار آدم دیگه ای هستم ... یادم میره اصولی دارم ... چون فراموشکارم ... و کوتاه بگم ( و برم درس بخونم ! ) باید این فراموشکاری رو - خصوصا در مورد اصول و برنامه ای که توش هستم - شکست بدم ... برای من راهش اینه : صبح که بیدار میشم کتابی می خونم که یادم میندازه عضو چه برنامه ای هستم ... ظهر با دوستی تماس می گیرم که توی برنامه ایه که منم هستم ... عصر با راهنمام تماس می گیرم ... شب "به جلسه میرم " ... با این شرایط چطور ممکنه فراموش کنم  ؟!!!  هرچقدر که دوره های یادآوریم کوتاه تر بشه ، انرژی بیشتری کسب می کنم ... واسه همینه که من تا روزی که زنده ام به برنامه و جلسات احتیاج دارم ...  این ماجرا در مورد هر برنامه ی روحانی ای صدق میکنه ... اگه می خوام لاغر بشم ، صبح رو با کتاب مخصوص خودش شروع می کنم ... یا نواری که در این مورد دارم ... ظهر خودم رو وزن می کنم ... عصر با یه دوست که داره لاغر میشه مشورت می کنم ... و ...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۳۰
نیم نوشته

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی