نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

تجربیات 5 ساله ی من از زمانی که روی زمین فرود اومدم

طبقه بندی موضوعی

یاد ایامی

دوشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۱۹ ق.ظ

امروز به وبلاگ سر زدم و سوت و کور پیداش کردم ... یادش بخیر ، روزگاری حول محور بلاگهامون گروهی شدیم که از حال هم با خبر بودیم ، به یاد هم بودیم و هر چند در دنیایی مجازی ... ولی واقعا دوست شدیم .

دلم می خواد بنویسم ... ولی انگار دنیا دیگه اون برق خاص رو برام نداره ... اتفاقات زمین تکراری شدن برای منی که تازه میهمان زمین شدم ... دیگه تجربیات همون تجربیاتن ... می دونم نقطه ی شروع سقوط وقتیه که احساس می کنی می دونی و می تونی ... و من امروز علیرغم اینکه نمی دونم و نمی تونم دچار احساسی نیچه وار شدم !!!

«هان! از فرزانگی خویش به تنگ آمده ام و چون زنبوری انگبین بسیار گرد کرده، مرا به دست هایی نیاز است که به سویم دراز شوند.
«می خواهم ارزانی دارم و بخش کنم تا دیگر بار فرزانگان میان مردم از نابخردی خویش شادمان شوند و تهیدستان دیگر بار از توانگری خویش.
« ازاین رو می باید به ژرفنا درآیم؛ همان گونه که تو شامگاهان می کنی، بدانگاه که به فراپشت دریا می روی و نور به جهان زیرین می بری. تو، ای اختر سرشار!»

(مقدمه چنین گفت زرتشت )




موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۱
نیم نوشته

نظرات  (۱)

۱۹ آبان ۹۴ ، ۱۱:۱۸ رضا محمودی منش
آسوده دلان را غم شوریده سران نیست!

این طایفه را غصه رنج دگران نیست ....
پاسخ:
ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم ... ممنون از حضورتون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی