نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

تجربیات 5 ساله ی من از زمانی که روی زمین فرود اومدم

طبقه بندی موضوعی

نقص ، خطا ، کمبود اخلاقی

سه شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۴۷ ق.ظ

سلام . اینبار که اومدم سراغ نواقص اخلاقی تصمیم گرفتم که بهتر روی این مبحث کار کنم . شروع کردم به پرس و جو و تفکر ... نتیجه برام راضی کننده بود ...

امروز درک شخصی من یه خورده تغییر کرده

نقص : یه کیفیت اخلاقیه که از حال تعادل خودش خارج شده ... مثلا جدیت خوبه ، سختگیری میشه نقص ... شهوت بد نیست ، شهوت رانی میشه نقص ، خشم هم به خودی خود خوبه ، ولی پرخاشگری میشه نقص ...

بعد به این نتیجه رسیدیم که نقص یه چیز درونیه ... وقتی یک یا چند نقص دست به دست هم میدن و به یه عملکرد تبدیل میشن این میشه  یه "خطا" ...

مثلا در مورد "مداخله گری" و دخالت در کار دیگران صحبت کردیم که آیا نقصه ؟! به این نتیجه رسیدیم که این یک خطاست ، دخالت مثبت با انگیزه های مثبت هیچ اشکالی نداره و سازنده هم هست ... ولی وقتی که من  با انگیزه ی اشتباه (نواقصم ) شروع می کنم به دخالت کردن در کار دیگران میشه خطا ... که  از نقصهایی مثل  تأیید طلبی و فضولی سرچشمه میگیره ! 

در مورد کمبود اخلاقی در گام هفتم صحبت خواهیم کرد ... فقط یه درک که قبلا هم در موردش صحبت کردم :

نواقص اخلاقی مثل چاله می مونن ... من چاله رو نمی تونم نابود کنم ، نمی تونم جابجا کنم ، غیب کنم (ممکنه روش رو بپوشونم ، ولی به خودی خود وجود داره و خطرناکه )  ...  من چاله رو فقط می تونم پر کنم ... و آنچه که چاله ای به نام نقص رو پر می کنه ، کمبود اخلاقی ای هست که باعث بوجود آمدن این نقص شده ... وقتی من چاله ای به نام تنبلی در زندگیم دارم باید با "تلاشگری" و "پشتکار" پرش کنم ... نه اینکه بگم نمی خوام تنبل نباشم ... یا سعی کنم تنبلیم رو کنترل کنم ... بلکه شروع می کنم به تلاشگر بودن ...


در آخر ، در مورد اصول روحانی جایگزین هر نقص صحبت کردیم ... من معتقد بودم یکراست بریم سراغ اون اصل روحانی ای که نقص رو پر می کنه ، یعنی مثلا برای خیال بافی ، یکراست بریم سراغ واقع گرایی ... اما استاد بزرگ چشمانم رو بازتر کرد ... ایشون فرمود همین اصل روحانی رو هم ریشه یابی کنیم تا به یه اصل روحانی ریشه ای تر برسیم ... یعنی برای واقع گرایی من باید از صداقت ، روشن بینی و پذیرش و حتی فروتنی استفاده کنم تا واقع گرا بشم ...

زیبا بود ...

چقدر خوبه که امروز روحیه ی آموزش پذیری دارم ... و دست از کله شقی برداشتم ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۱۰
نیم نوشته

نظرات  (۴)

چقددددددددر خوشحال شدم خبر متاهل شدنتو اینجا دیدم!
(یه صورت شاد با یه لب پر از خنده)
هزاران تبریک (دست و جیغ و هوووراااا...آندیا کجایی شلوغش کنیم اینجارو D:)
ایشالا دستت به بابا شدن بند بشه صلوااااات :))

۰۸ دی ۹۴ ، ۱۴:۴۱ راه میانه
وااااای!
تبریک می گم نیمای عزیز
برای خودت و همسرت آرزوی خوشبختی می کنم
خیلی خوشحال شدم
تبریک تبریک تبریک.....
پاسخ:
سپاس دوست خوبم .

نیماااا,من کل این پستهارو انگار حفظم,از وبلاگ قبلی کپی میکنی اینجا ؟!یا شبیه اون نوشته هاست؟
پاسخ:
آندیای عزیز ، مطالب جدید ، خوب جدیدن ! ولی ممکنه بعلت کهولت سن درکهای جدیدم مربوط به مطالب قدیمی باشه !!! چی شد !؟
۱۵ آذر ۹۴ ، ۲۱:۵۸ راه میانه
مثلا وبلاگ داشتن خوبه ولی یک سال رهاش کردن نقصه :)
پاسخ:
دیدی قضاوت کردی !!! خوب دستم به متاهل شدن بند بود !!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی