نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

تجربیات 5 ساله ی من از زمانی که روی زمین فرود اومدم

طبقه بندی موضوعی

۱۸ مطلب در دی ۱۳۹۲ ثبت شده است

۳۰دی
دقت کردید ما آدمها چقدر فراموشکاریم ؟؟؟ بدترین روزهای زندگیم رو یک لحظه تصور میکنم... که حاضر  بودم همه چیزم رو بدم ولی از اون شرایط بیرون بیام ...  امروز همه چیزم رو ندادم  و از اون شرایط بیرونم ... چرا احساس رضایت و شکر گزاری نداریم ؟ دیدید فراموشکارم ... من اصولی دارم و بهشون پایبندم ... اما وقتی سه روز از جلسات دور میافتم انگار آدم دیگه ای هستم ... یادم میره اصولی دارم ... چون فراموشکارم ... و کوتاه بگم ( و برم درس بخونم ! ) باید این فراموشکاری رو - خصوصا در مورد اصول و برنامه ای که توش هستم - شکست بدم ... برای من راهش اینه : صبح که بیدار میشم کتابی می خونم که یادم میندازه عضو چه برنامه ای هستم ... ظهر با دوستی تماس می گیرم که توی برنامه ایه که منم هستم ... عصر با راهنمام تماس می گیرم ... شب "به جلسه میرم " ... با این شرایط چطور ممکنه فراموش کنم  ؟!!!  هرچقدر که دوره های یادآوریم کوتاه تر بشه ، انرژی بیشتری کسب می کنم ... واسه همینه که من تا روزی که زنده ام به برنامه و جلسات احتیاج دارم ...  این ماجرا در مورد هر برنامه ی روحانی ای صدق میکنه ... اگه می خوام لاغر بشم ، صبح رو با کتاب مخصوص خودش شروع می کنم ... یا نواری که در این مورد دارم ... ظهر خودم رو وزن می کنم ... عصر با یه دوست که داره لاغر میشه مشورت می کنم ... و ...
نیم نوشته
۲۸دی

آهنگ سیاوش قمیشی به نام تردید... صدای این مرد بد جور حالم رو خوب می کنه ... بماند مضامین شعراش هم زیباست ...


از پل تردید با قلبت گذر کن باخودت

نیم نوشته
۲۸دی
آهنگ سیاوش قمیشی به نام تردید ... صدای این مرد بد جور حالم رو خوب می کنه ... بماند مضامین شعراش هم زیباست ... از پل تردید با قلبت گذر کن باخودت
نیم نوشته
۲۸دی

آهنگ سیاوش قمیشی به نام تردید... صدای این مرد بد جور حالم رو خوب می کنه ... بماند مضامین شعراش هم زیباست ...


از پل تردید با قلبت گذر کن باخودت

نیم نوشته
۲۷دی
تیکه هایی از کتاب تکنولوژی فکر: نقل از وبلاگ جمله های طلایی (توجه کنید این گفته ها رو نه رد می کنم و نه تایید و من باب تجربه ارائه دادم ! )  -پدیده فکر عامل خلق واقعیتهای یک زندگی:   شما در هرکاری اگر فکر کنید که موفق میشوید و یا فکر کنید که شکست میخورید، در هر دو صورت درست فکر کرده اید. یک اندیشه زیبا و مثبت، یک بهشت را در زندگی می سازد و یک اندیشه منفی و یأس آور جهنمی را در دنیای انسان خلق میکند. انسانها آنچا را بیاندیشند خلق میکنند. هر اندیشه شما نتی است که در جهان هستی نواخته می شود و کائنات به اذن خداوند موظف شده اند تا با این نت شما همنوا شوند و آنها هم در همان دستگاهی بنوازد که شما با نوع اندیشه خود نواخته اید ( مثبت یا منفی ) تا در نهایت، یک سمفونی را خلق کنند بنام سمفونی زندگی شما. انسانهایی که زیبا و امیدوارانه می اندیشند سلامت می مانند.  آرامش و اضطراب می تواند حاصل کیفیت لحظه لحظه های اندیشه یک انسان باشد. خوشا به سعادت انسانهایی که از گذشته خود درس می آموزند و برای آینده خود طراحی می کنند و در حال زندگی می کنند. تکنولوژی فکر راهی به سوی یک زندگی عالی- -نظام باورها:فکر از نظام باورهای انسان دستور میگیرد قانون زندگی قانون باورهاست. باورهای عالی سرچشمه همه موفقیت های بزرگ است.باورها تعیین کننده کیفیت اندیشه هاست و اندیشه ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردهاست. (لیس للانسان الا ما سعی: برای انسان همه چیز در سایه تلاش بدست می آید.)-آشنائی با ضمیر ناخوداگاه (کامپیوتر وجود انسان):«انسان همان است که باور دارد»(وسخرنالکم ما فی السموات و الارض: ما آسمانها و زمین را به تسخیر شما در اوردیم.)«شعور نامحدود جهان»کسانی که از تکنولوژی فکر استفاده می کنند می توانند برای رسیدن به اهداف و ارمانهای خود از قدرتهای ماوراءالطبیعه و یا قدرت های انسانهای دیگر استفاده کرده و دنیای زیبائی برای خود خلق کنند.به قول حافظ: سالها دل طلب جام جم از ما می کرد        آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد-چگونه ضمیرناخودآگاه (کامپیوتر وجود انسان) را پروگرام و برنامه ریزی کنیم؟1- اصل خودهشیاری، خودبیداری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خودزندگی زیباست ای زیبا پسند            زنده اندیشان به زیبائی رسند 2- اصل استفاده از قدرت تمرکزانسانی که مرتباً روی بدبختی ها و زشتی های زندگی متمرکز می شود، زندگیش به قهقرا می رود و کسی که مرتباً به زیبائیهای زندگی و نقاط امیدبخش تمرکز می کند زندگیش قرین سعادت و موفقیت می شود و این خاصیت تمرکز است.3- اصل استفاده از قدرت سوال«کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می کند که از خود می پرسید».راستی شما به هنگام پرسش کردن از چه واژه ای بیشتر استفاده می کنید؟ از واژه «چرا» و یا از واژه «چگونه»؟فاصله این دو نوع پرسش، فاصله جهنم تا بهشت خداست. فاصله بین بدبختی و خوشبختی انسانها است. فاصله فقر و ثروت است. فاصله افسردگی و نشاط است. فاصله یأس و امید است. آری ای گونه کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می کند که شما از خود می کنید. هر سوال یک سیگنال، یک فرمان به ضمیرناخودآگاه است.4- اصل استفاده از جملات تاکیدی و تصدیقی مثبتبه خود ببالید و بگوئید که:دروجود من عظمت و بزرگی نهفته است.من یک نابغه هستم  از نبوغ خود استفاده می کنم.من ایده های بزرگی در سر دارم و آنها را به واقعیت تبدیل می کنم.من هر روز سلامت تر و تندرست تر هستم.من یک برنده بزرگ هستم.من واقعاً انسان بی نظیری هستم.چقدر دنیای من قشنگ و زیبا شده است.چقدر من هر روز خوشبخت تر و سعادتمندتر می شوم.من همواره در هر کاری موفق و پیروز می شوم.خدای رحمان مرا بسیار دوست دارد و در همه امور زندگیم مرا کمک می کند.ثروت و معنویت به سوی من همواره روان است و من هرچه بخواهم خلق می کنم.سراسر وجودم غرق در انرژی و شادی است.من همواره منتظر اتفاقات خوب در زندگیم هستم.من به خود افتخار می کنم.همواره از وجود و چهره من شادی، انرژی و عشق ساطع می شود.من تا آخر عمر به سلامت زندگی می کنم.هر چه بیشتر می بخشم بیشتر می ستایم و احساس شادمانی می کنم.من با اقتدار زندگیم را آنگونه که می خواهم طراحی می کنم.من انسانی مقتدر، خلاق و دوست داشتنی هستم.من سزاوار بهترین ها هستم.در هر لحظه به خاطر همه نعمتها و موهبتهائی که خداوند به من داده او را شکر می گویم.من در کامل آرامش بسر می برم و همواره روحیه ای شاد و چهره ای خندان دارم.من با اقتداری خداگونه بر روحیه، عواطف و احساسات خود کنترل دارم و آنها را مدیریت می کنم.خداوند مرا ازاد آفریده  و من محکوم به هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده ای نیستم.عبارات تاکیدی مثبت:آرامش، زیبائی، معنویت، ثروت، حا خوش، آب روان، زندگی زیبا، ثروت فراوان، سلامتی، امنیت، خوشبختی، سعادت ...5- اصل تصویر سازی ذهنیتخیل، فکر، آرزو، امید، خواسته، اشتیاق سوزان ایمان به موفقیت اقدام=رسیدن به هدف و موفقیت عواملی که به نحوه برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه کمک می کند:اول اینکه این سیگنال مثبت و یا منفی است (جهت سیگنال).دوم اینکه این سیگنال با چه شدت جریانی (قدرت سیگنال) وارد می شود.امام جعفر صادق (ع) می فرماید: آن هنگام که خدا را برای خواسته ای صدازدی این گونه باور داشته باشی که آنچه را که از خدا خواستی در پشت در است و تو می توانی آنرا برداری.-چگونه با تکنولوژی فکر در هر لحظه روحیه خود را عالی مدیریت کنیم؟«ای انسانها با ذکر خدا دلها آرام می گیرد. کسی که از خدا روی برگرداند زندگی برای او سخت می شود.»توجه به موارد زیر و اجرای تکنیکهای آن از شما انسانی شاد و با روحیه ای بسیار عالی می سازد.1- بدست آوردن ارامش با احساس حضور لحظه به لحظه در محضر خدای رحمان (تکنولوژی عشق)هیچ کنجی بی دد و بی دام نیست         جز به خلوتگاه حق آرام نیست2- استفاده از قدرت تمرکز برای کنترل روحیه3- استفاده از قدرت سوال برای کنترل روحیه(کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می کند که شما از خود می کنید.)*قدرت تمرکز و قدرت سوال دو بال قدرتمندی هستند که شما را به روحیه ای عالی و شاد می رسانند و به شما توان پرواز می دهند تا در آسمان زندگی خود آرام سفر کنید و به زیباترین قلل موفقیت دست پیدا کنید.-ارتباطات: کلید طلائی موفقیت یک انسان« ارتباطات انتقال احساس و یا اطلاعات است از انسانی به انسانی دیگر»* انسانی می تواند یک ارتباط عالی و موثر برقرار کند که قبل از هرچیز از اعتماد به فنسی عالی برخوردار باشد. انسانهائی که خود را عالی باور دارند می توانند ارتباط زیبائی برقرار کنند و یا سخن نافذی بیان کنند. یک ارتباط زیبا و موثر جسارت و شجاعتی می خواهد که فقط انسانهای خودباور می توانند از آن بهره مند باشند.انسانها سه دسته هستند: «بصری ، سمعی و لمسی»دسته اول به این معنا که تنها از طریق آنچه را که می بینند می توانند حس کنند و با طرف مقابل ارتباط برقرار کنند و بقیه کانالهای ارتباطی آنها ممکن است بسته باشد، دسته دوم یعنی فقط از طریق گوش و شنیدن ارتباط برقرار می کنند و ممکن است بقیه کانالهای ارتباطی آنها بسته باشد و دسته سوم یعنی از طریق تماس فیزیک می توانند ارتباط برقرار کنند و بقیه کانالهای ارتباطی انها ممکن است بسته باشد.البته این موضوع بدین معنا نیست که انسانها یا بصری و یا سمعی و یا لمسی هستند، بلکه خیلی از انسانها درصدی از هرکدام را دارا هستند و ممکن است انسانهائی هم باشند که هر سه کانال ارتباطی را صددرصد دارا باشند.درنحوه ارتباطات انسانی آنچه را که بین همه انسانها معمولا مشترک است لبخند است که معنای زیبائی را برای هر مخاطبی ارائه میدهد.اصولا انسانها در راستای فطرت و ذات خود دوست دارند که مورد تعریف و تمجید و ستایش دیگران قرار بگیرند.انسانها خیلی از مطالبی را که در حضور نمی توانند بگویند در نامه می توانند بنویسند.*درنوشتن نامه به سه اصل بسیار مهم، توجه کنید و بکار ببندید. اول اینکه در آغاز نامه بگونه ای بسیار صادقانه و ظریف از طرف مقابل تعریف کنید. دوم اینکه احساس قلبی خود را نسبت به او بیان کنید و در مرحله سوم مقصود خود را از این ارتباط مکتوب با ظرافت هرچه تمامتر بنویسید.شکر نعمت نعمتت افزون کند.ارتباط برقرار کنید، دلها را بدست آورید و کیفیت زندگی خود را عالی کنید.-چگونه با تکنولوژی فکر به طراحی آینده و هدف گذاری در کار و زندگی بپردازیم؟انسانی در زندگیش به دستاوردی می رسد که رویائی در سر داشته باشد.مراسم زیبای شب قدر (توسعه دستاوردهای زندگی)اساس خلقت جهان هستی توسط خدای رحمان بر اساس طراحی و هدف گذاری بوده است. در این جهان زمانی فقط خدای رحمان بوده است و بس و هیچکدام از کائنات نبوده اند. خدای رحمان در وقتی و زمانی تمام موجودیت جهان هستی را تقدیر و طراحی کرد و این وقت و زمان را شب قدر نام نهاد. خداوند در چنین زمانی تمام سیستم جهان هستی و کائنات را طراحی و به مرور خلق کرد.خداوند به رسول گرامیش می گوید: که تو چه می دانی که شب قدر چیست؟ یک شب قدر ارزشی والاتر از هزار ماه را دارد. مفهوم ارزش و مرتبت شب قدر دلالت بر این معنا دارد که اصولاً طراحی هر پدیده، مهمترین نقش را در کیفیت خلق آن پدیده دارد و اینکه چگونه آن پدیده در جهان هستی نمود پیدا کند به این بستگی دارد که چگونه طراحی شده باشد.حدیثی می گوید: که بنده خدا تدبیر میکند و خداوند در راستای تدبیر بنده اش، آنها را مقدر میکند.اینک تو بنده خوب خداوند که این گونه مورد مباهات خدای رحمان قرار گرفته ای که حتی خداوند ملائکه خود را نیز دعوت کرده است تا آنها هم شاهد حرکت خدا گونه تو باشند بایستی در دنیائی از عشق و احساس و دنیائی ازامید و باور به طراحی آینده خود بپردازی و اینده زیبایت را رقم بزنی.
نیم نوشته
۲۷دی
دوستان خوبم ، تصمیم گرفتم یه تجربه ی جدید واستون بنویسم ... همه ی ما صدها کتاب در مورد قوانین جهان (جذب ، خلاء ، تکنولوژی فکر ، اعتماد به نفس و ... ) خوندیم ...  در گذشته (قبل از اینکه به زمین بیام ) من یه کمپوت اطلاعات عمومی بودم ! و چقدر خونده بودم از انواع عرفان و کتابهای روانشناسی و ... ولی زندگی خودم تا خود خود جهنم پیش رفت ... چرا ؟!  چون بیماری من "آگاهی بدون عملکرد" بود ... اگه تمام کتابهای دنیا رو هم می خوندم زندگی من کوچکترین تغییری نمی کرد !  یک هفتست که سی دی صوتی تکنولوژی فکر دکتر آزمندیان به دستم رسیده و دارم گوش می دم ... و امروز که آخراش رو دارم گوش می دم یه جزقه در ذهنم زده شد  : 1- آقای آزمندیان هم دقیقا داره مجموعه ای از همه ی اونهایی که من در این سالیان خوندم و می دونم رو ارائه می ده 2- من در سه سال گذشته تقریبا دارم به همه ی آنچه که گفته نا خودآگاه - و شاید خود آگاه - عمل می کنم 3- زندگی من در سه سال گذشته به قدر 30 سال تغییر کرده و لذت بخش شده ... بچه ها به خدا هر چه که این نویسندگان و علما و بزرگان و عرفا و ... می گن همه تقریبا یک چیزه ... "به قول پائولو کوئیلو : همه چیز یک چیز واحد است " .... این قوانین در جهان ما  وجود دارن ...  واستون ماجرایی رو تعریف می کنم  :   2 سال پیش به یه دفترچه نگاه کردم که توش آرزوهای 4 سال پیشم نوشته شده بود . باورم نمی شد !!!! نوشته بودم عضو انجمن باشم (اصلا نمی دونم اون موقع اسم انجمن رو از کجا شنیده بودم ) ، توی یه خونه ی نقلی کوچولو (همیشه تو ذهنم یک اتاق کافی بود ) زندگی کنم ، نیم میلیووووون تومان درآمد داشته باشم !!! و ... و  من بعد از دو سال داشتم توی اون آرزو زندگی می کردم ! خونه ای که تو ذهنم بود اونقدر کوچیک بود که وقتی خودم رو در حال زندگی کردن توش دیدم فهمیدم چقدر ذهنم کوچیکه (16 متر !! ) و نیم میلیون حقوق هم واقعا برای زندگی کافی نبود !!! تصمیم گرفتم آرزوهای بزرگتری بکنم ... یه خونه ی بزرگ فلان جای مرکز شهر ، 1 میلیون تومان حقوق ، یه عشق پرفکت ، شغل جدید توی خونه  و ... و امروز من باز هم دارم توی آرزوم زندگی می کنم (و باز می بینم ذهن من خودش رو لایق مثلا یه خونه ی لوکس ندیده و من دقیقا دارم توی یه خونه ی قدیمی و بزرگ توی همون محلی که گفتم زندگی می کنم ) ، یک میلیون درآمد دارم - و باز کافی نیست - و شغلم همون شد که آرزو داشتم ، توی خونه و اون جور که دوست داشتم ... و عاشق کسی هستم که فوق العادست ... بله دوستان الان ایمان دارم که این قوانین کار می کنن ... ولی چرا ما امتحان نمی کنیم ؟ چرا فراموش می کنیم ؟ چرا عمل نمی کنیم ؟ ... و بزرگترین اتفاقات زندگی من وقتی افتاد که متعهدانه به اصولی عمل کردم . و اعتماد به نفس که موضوع این پست بود ... نگاه کردم دیدم وقتی اصولی داشتم ، و بهش عمل کردم و نتیجش رو دیدم نگاهم به دنیا و خودم عوض شد ... وقتی یاد گرفتم عاشق خودم ، اطرافیانم و خدای خودم بشم ... چیزی به نام عزت نفس ، احترام به نفس ، اعتماد به نفس در من شکل گرفت ... این احساس درونی که " من سازنده ی زندگی خودم هستم " - با آگاهی به اینکه من بی خدایی که در زندگیم داره لحظه لحظه کار می کنه هیچی نیستم - باعث شد که زندگیم رو در دست خودم بگیرم ... توی کار ، دانشگاه ، روابط و کلا زندگیم ... دیدم وقتی با این حس زندگی می کنم افسار زندگی خیلی بیشتر در دستان خودمه ... انگار با این حس دیگران هم همونی رو که من می خوام می خوان ... ترسهای اضافی کنار میره ... لذت های جدید به زندگی اضافه میشه ... در آخر چون عادت ندارم انقدر زیاد بنویسم و باز مثل همیشه نمی دونم چی نوشتم !! پیشنهاد می کنم کتاب یا سی دی های صوتی دکتر آزمندیان رو گوش بدید - و چون برای خرید قانونی در بازار موجوده لینک دانلود غیر قانونی نمی ذارم -  و فقط گوش ندید ... یادداشت بردارید ... و عمل کنید و عمل کنید و عمل کنید و عمل کنید ... و ... عمل کنید ...  اول که گوش می دی این حس به آدم دست میده که بابا این دیگه کیه ؟! آدم از خود متشکریه ! داره فیلم بازی می کنه ! دیوانست و ... ولی ادامه بدید ... این صدای بیماریه که طاقت دیدن یه آدم با اعتماد به نفس زیادی رو نداره ! اصول رو به شخصیتها ترجیح بدید تا به صداش عادت کنید !!!!
نیم نوشته
۲۶دی
یه زمانی ایدئولوژی زندگی من این بود : خودم خودم خودم خودم ! دیگران چه اهمیتی داشتن ؟! مگه کسی رو بخاطر گناه دیگری بازخواست می کردن ؟ مگه دیگران در سرنوشت و ابدیت من چه اهمیتی داشتن ؟! امروز درک جدیدی دارم ... اون موقع چیزی بنام "عشق" در زندگیم معنی نداشت ... امروز ولی می فهمم همه ی ما اومدیم تو این دنیا تا عاشق بشیم ... (عشق به یک شخص خاص رو نمی گم ) عاشق دنیا باشیم ... عاشق اطرافیانمون ... عشقی بلاعوض ... بی شرط ... عشق برای عشق ... امروز اصول برنامه ای که باهاش زندگی می کنم می گه " ما با در میان گذاشتن آنچه که داریم می توانیم آنرا حفظ کنیم " ... و امروز خوب اینو می فهمم .  امروز اگه کسی بد رفتاری ای می کنه ازش متنفر نمی شم ... فقط می دونم که بیچاره مشکلاتی داره که خدا رو شکر امروز من کمتر دارم  ...  امروز یادم نمی ره تو سخت ترین لحظه های زندگیم ، بودند کسانی که حضورشون ، لبخندشون ، دست گرمشون ، و حمایت هاشون منو به آرامش امروز رسوند ...  امروز همه چیز رو مثبت تر می بینم ... و بخاطرش خدا رو شاکرم ...
نیم نوشته
۲۵دی
شعر داداش بزرگم که واسم خیلی عزیزه ... ﺧﻮاھﯽ ﮐﮫ ﺑﮫ ﻣﯿﻘﺎت اﻟﺴﺘﺖ ﺑﺒﺮﻧﺪ؟ از وادی ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﮫ ھﺴﺘﺖ ﺑﺒﺮﻧﺪ؟ ﺗﺎ زﻧﺪه، ﺗﻮ را ﺑﮫ زﯾﺮ ﭘﺎ ﺧﺮد ﮐﻨﻨﺪ ﮔﺮ ﮐﺸﺘﮫ ﺷﻮی ﺑﮫ روی دﺳﺘﺖ ﺑﺒﺮﻧﺪ! ﺑﺮ دﯾﺪن دوﺳﺖ ﮔﺮ ﺗﻮ ﻣﺎﯾﻞ ﺷﺪه ای ﭘﻨﺪار رھﺎ ﮐﺮده ھﻤﮫ دل ﺷﺪه ای ﻻف اﺳﺖ ﮐﮫ ﺻﺪ ﺣﺠﺎب ﺑﯿﻦ ﺗﻮ و اوﺳﺖ ﺑﯿﻦ ﺗﻮ و او ﻓﻘﻂ «ﺗﻮ» ﺣﺎﯾﻞ ﺷﺪه ای زو ﺑﮕﺮﯾﺰی ، ﺧﻮﺷﯿﺖ ﻣﺎﺗﻢ ﮔﺮدد ﺳﻮﯾﺶ ﺑﺪوی ز ﻗﺮﺑﺘﺖ ﮐﻢ ﮔﺮدد ﻧﺎ ﻣﺤﺮم آن ﺣﺮﯾﻢ ﻏﯿﺮت ﻏﯿﺮ اﺳﺖ از «ﻣﻦ» ﺑﮕﺬر ﮐﮫ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﺤﺮم ﮔﺮدد ﻻزم ﻧﺒﻮد ﺧﺴﺘﮫ و اﻓﺴﺮده ﺷﻮی از ﺳﺨﺘﯽ راه ﻋﺸﻖ ، ﺳﺮﺧﻮرده ﺷﻮی درﯾﺎﻓﺘﻦ ﺣﻀﻮر آﺳﺎن ﺑﺎﺷﺪ ﮔﺮ ﻟﻄﻒ ﮐﻨﯽ ز ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ ﻣﺮده ﺷﻮی !
نیم نوشته
۲۲دی
توی فصل امتحانات به سر می برم و فقط شبها ساعت 8 میرم چت روم بانیان ... ببخشید که نیستم . تازه دارم با یک پدیده به نام "خواب مرگ" آشنا میشم ، که به محض  اینکه میرم سمت کتاب و درس به سراغم میاد ...  وحشتناکه !
نیم نوشته
۱۶دی
نقل از وبلاگ موفقیت به شرایط موجود کاری نداشته باشید. شکست‌ها و ناکامی‌های گذشته را فراموش کنید. سن و سالتان را هم فراموش کنید. بسیاری از کسانی که دوران شصت و یا هفتاد سالگی را می‌گذرانند حتم دارند که بهترین سال‌های عمرشان هنوز در پیش است. می‌توانیم در هر سن و سالی که باشیم زندگی غنی و سرشاری داشته باشیم. اغلب اوقات رؤیاهای‌ ما سریع‌تر و راحت‌تر از آنچه فکر می‌کنیم تحقق می‌یابند. وقتی بتوانید برای خود زندگی ایده‌آلی در نظر بگیرید، وقتی بدانید در باقیمانده عمرتان چه هدفی را دنبال می‌کنید هدف‌های کوتاه‌مدت‌تان معنی‌دارتر می‌شوند. صبح‌ها برای اینکه از رختخواب بیرون بیایید دلیلی دارید. می‌دانید که می‌خواهید چه کنید و به کجا برسید. جریان زندگی خود را ترسیم کرده‌اید. برای آینده تان پنداره‌ای در نظر گرفته‌اید. وقتی اینگونه زندگی‌تان را ترسیم می‌کنید، وقتی صحنه ایده‌آل زندگی‌تان را در نظر مجسم می‌سازید آینده‌تان را شکل می‌دهید؛ زیرا از طریق تجسم خلاق، رؤیای مثبت ذهن نیمه هشیارتان را برنامه‌ریزی می‌کنید. آن را غرق در تصاویری می‌کنید که به احتمال زیاد صورت واقع به خود می‌گیرند. در واقع، شما معمار زندگی خود هستید. هدف‌های بلند مدت شما نه تنها ایده‌آل شما در زندگی را تعریف می‌کنند، بلکه به خلق و ایجاد آن کمک می‌نمایند. انتخاب‌های متعددی را ساده می‌کنند، انتخاب‌هایی را که در غیر‌این‌صورت می‌توانند بسیار دشوار باشند. وقتی ندانید که می‌خواهید با زندگی خود چه کنید، حتی تصمیم‌گیری راجع به فعالیت‌های روزانه‌تان دشوار می‌شود. در این صورت اینگونه اقدامات بخشی از یک برنامه بزرگ‌تر به حساب نمی‌آیند و به افکار شما معنا نمی‌بخشند. تهیه و تنظیم برنامه زندگی عملی انگیزه‌بخش است و به موفقیت در تمامی زمینه‌های زندگی کمک می‌کند. با این حال در نظر داشته باشید که باید از انعطاف کافی برخوردار باشید. زندگی ایجاب می‌کند که پیوسته خود را با تغییرات و تحولات تطبیق دهیم. ممکن است نتوانید تحت تأثیر تحولات و تغییراتی که با گذشت زمان اتفاق می‌افتد دقیقاً به آنچه که هم اکنون در نظر دارید صورت واقعیّت ببخشید. ممکن است آینده و شرایط شما در آن به مراتب بهتر از اینکه حالا تصور می‌کنید باشد. وقتی ذهن ما به خوبی برنامه‌ریزی شود، موقعیت‌هایی که ایجاد می‌شوند به مراتب بهتر از شرایط قبلی هستند. وقتی رشد می‌کنیم و متعالی می‌شویم، امکانات‌مان بیشتر می‌شود و بر توانمندی‌هایمان افزوده می‌گردد. برنامه‌های وسیع‌تری را تدارک می‌بینیم و به رشد و پیشرفت بیشتری فکر می‌کنیم. وقتی تصویر ذهنی بهتری پیدا می‌کنیم موفقیت در زندگی نیز بیشتر می‌شود. در نتیجه خود پیوسته شکوفاتر می‌شویم. به بزرگی و توانگری بیشتری می‌رسیم. اکنون برنامه‌های سال آینده خود را به دقت ارزیابی کنید و البته آمادگی آن را داشته باشید که با حوادث غیرمترقبه برخورد انعطاف پذیر داشته باشید. در ضمن به استقبال حوادث خوشایند بروید و از فرصت‌هایی که دست می‌دهد به نحو احسن استفاده نمایید. باید تصویر واضح و روشنی از کارهایی که قصد انجامشان را دارید داشته باشید. برنامه سالانه را به برنامه ماهانه و سپس هفتگی تقسیم بندی کنید. اگر برنامه‌ریزی درست انجام گیرد، از شدت نگرانی‌ها می‌کاهد و شما را در راستای تحقق اهداف‌تان به حرکت در‌می‌آورد. برگرفته از کتاب: چگونه مانند میلیونرها فکر کنیم/ مارک فیشر، مارک آلن
نیم نوشته