نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

تجربیات 5 ساله ی من از زمانی که روی زمین فرود اومدم

طبقه بندی موضوعی

۱۹ مطلب در مهر ۱۳۹۲ ثبت شده است

۳۰مهر
خدایا شکرت واسه روزای خوب ... ولی خسته ام ... خیلی خسته ... خدایا ! موقعیت و مسئولیت های جدید زیادی پیش پام قرار دادی ... حمایتم کن ... بم ظرفیت این فشار رو بده ... زیر ضربات پتکهای آهنگری به قدرت و مهارت تو ... باید شمشیری باشم که لیاقت بودن در دستای تو رو داشته باشه ...
نیم نوشته
۲۹مهر
سلام دوستان گلم ... روز شلوغی پیش رو دارم ... دیشب تعریفم رو از بیماری اعتیاد بطور خیلی خیلی خلاصه اینجا نوشتم ...
نیم نوشته
۲۷مهر
امروز صبح که بیدار شدم "تصمیم گرفتم" روز خوبی داشته باشم ... با تر و تمیز کردن خونه شروع کردم ، بعد چای دم کردم و صبحانه ی سفارشی درست کردم ، کمی نرمش کردم ... رفتم سراغ کتابهام ، از هر کدوم یک صفحه رو مرور کردم ... جالبه که وقتی آگاهانه و با "تصمیم" شروع روزی خوب هر کدوم از این کارها رو انجام دادم ، انرژی ای رو که برای روز خوبم نیاز دارم کم کم احساس کردم ... نگاهی که به گذشته می کنم می بینم ، بیدار میشدم تا ببینم روزگار! اوضاع! زمانه ! اطرافیان ! شانس! و ... چه طور روزی رو برام رقم میزنه ! تازه بار کلی احساسای بد دیروز رو به دوش می کشیدم ... صبح رو هم با مرور احساسات دیروز شروع می کردم و ترسها ، استرسها ، دردهای دیروز رو جمع می کردم و با خودم به امروز می آوردم ... این روزها "انتخاب" می کنم که چه روزی رو قراره با حضور در مسیر خواست و اراده ی خداوند رقم بزنم ... منم که روزهام رو می سازم ... با چالش هاش روبرو می شم ... و حامی قدرتمندی دارم که وقتی در مسیرش حرکت کنم ، هدایت و حمایتم می کنه ... خدایا شکرت . پ . ن : از حمایت دوستانی که توی انجمن بهبودی ثبت نام کردن تشکر می کنم . از کسایی که توی مباحث نظر گذاشتن بیشترتر تشکر می کنم . از دوستانی که نیومدن هم تشکر می کنم که قراره بیان ...  گفتگو پیرامون تعریف بیماری گفتگو پیرامون برنامه ریزی
نیم نوشته
۲۵مهر
سوال اول قدم اول ... تعریف بیماری اعتیاد برای من چیست ؟ اینجا
نیم نوشته
۲۵مهر
سلام . دوستان خوبی که عضو برنامه دوازده قدمی نیستن ... دوستای خوبی که دوازده قدم رو کار نکردن ...  قدمها شیوه ای برای یادگیری زندگی صحیح ، شناخت خود ، اطرافیان و خداونده ... اصولا هر بحثی که در دوازده قدم مطرح بشه برای تمام نوع بشر یا آشناست ، یا مفیده ! پس از اصل روحانی روشن بینی استفاده کنید واسه شروع : در مورد برنامه ریزی راهنماییم کنید ! اینجا کلیک کنید
نیم نوشته
۲۳مهر
این پست فعلا ثابت است !!! مطالب جدید رو پایین تر بخونید ! بالاخره تصمیمم رو گرفتم و عملی کردم ... انجمن بهبودی رو راه انداختم !!! علی الحساب لطفا ثبت نام کنید ... در مورد موضوعات و بخشها و ساختار انجمن پیشنهاد بدید ...
نیم نوشته
۲۳مهر
دوستان خوبم ، اگه این وبلاگ تو زندگیم تغییری ایجاد نکنه باید تختش کنم !!! به کمکتون نیاز دارم ! اگه دقت کرده باشید توی سه سال اخیر در مورد برنامه ریزی خیلی کم نوشتم.. چون تو زندگیم خیلی کمرنگه ! من متخصص کارهای نیمه کاره هستم ! و الان که کارم توی خونه و آزاده نیاز دارم راهکار عملی واسه برنامه ریزی داشته باشم ... تجربیاتتون رو توی این پست به اشتراک بذارید ... از شدت نیاز یه انجمن راه انداختم برای طرح و بررسی مسائلمون ! در مورد برنامه ریزی اینجا مطلب بذارید
نیم نوشته
۲۲مهر
به نقل از وبلاگ پونیشا
نیم نوشته
۲۱مهر
توی تلویزیون شنیدم که روز عرفه نزدیکه ... در موردش یه کم خوندم ... این روزها با روشن بینی به مذهب نگاه می کنم ... چقدر راه هست برای ارتباط با خدا ... و خدا چقدر راه داره واسه ارتباط با ما ... چقدر قشنگه این دعا .. بخشی ازش رو به ترجمه ی زیبای دکتر شریعتی گذاشتم اینجا ... متن کامل در ادامه مطلب ... تو چقدر به من نزدیکی و من چقدر از تو دور حمد و سپاس خدایی را سزاست که تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمی شکند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمی داردو... ************** جهل و نادانی من عصیان وگستاخی من تو را بازنداشت ازاینکه راهنمایی ام کنی به سوی صراط قربتت وموفقم گردانی به آنچه رضاوخوشنودی توست ************** پس هرگاه تو را خواندم پاسخم گفتی.هرچه از تو خواستم عنایتم فرمودی هر گاه اطاعت کردم قدردانی و تشکر کردی و هر زمان که شکرت را بجا آوردم بر نعمتهایم افزودی و اینها همه چیست؟جز نعمت تمام و کمال و احسان بی پایان تو؟! ************** من کدام یک از نعمتهای تو را می توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر سپارم؟ ************** خدایا!الطاف خفیه ات و مهربانی های پنهانی ات بیشتر و بیشتر از نعمتهای آشکار توست. ************** ای همدم تنهایی هایم!ای فریاد رس غم و غصه هایم!ای ولی نعمت هایم ************** ای پشت و پناهم در هجوم بی رحم مشکلات! ای مونس مامن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی کسی! ای کسی که هرچه دارم از توست و از کرامت بی انتهای تو!...تو پناهگاه منی..... ************** خدای من این منم و پستی و فرو مایگی ام و این تویی با بزرگی و کرامتت از من این می سزد و از تو آن... ************** چگونه ممکن است به ورطه نومیدی بیافتم در حالی که تو مهربان و صمیمی جویای حال منی ************** خدای من تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله ای که من از تو گرفته ام تو که اینقدر دلسوز منی.... ************** خدایا تو کی نبودی که بودنت دلیل بخواهد؟تو کی غایب بوده ای که حضورت نشانه بخواهد؟ تو کی پنهان بوده ای که ظهورت محتاج آیه باشد... ************** خدای من! مرا از سیطره ی ذلت بار نفس نجات ده و پیش از آنکه خاک گور بر اندامم بنشیند از شک و شرک رهایی ام بخش ************** خدای من!چگونه نا امید باشم در حالی که تو امید منی! چگونه سستی بگیرم چگونه خواری پذیرم که تو تکیه گاه منی!ای آنکه کمال زیبایی و نورانیت خویش چنان تجلی کرده ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده... حمد و سپاس خدایی را سزاست که تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمی شکند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمی دارد و هیچ آفریده ای به پای شباهت مخلوقات او نمی رسد.     جهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من تو را باز نداشت از اینکه راهنمایی ام کنی به سوی صراط قربتت و موفقم گردانی به آنچه رضا و خوشنودی توست.   پس     هر گاه که تو را خواندم پاسخم گفتی .     هر چه از تو خواستم عنایتم فرمودی.     هرگاه اطاعتت کردم قدردانی و تشکر کردی.     و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم بر نعمت هایم افزودی. و اینها همه چیست؟ جز نعمت تمام و کمال و احسان بی پایان تو؟!    . من کدام یک از نعمت های تو را می توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر سپارم؟         . خدایا!الطاف خفیه ات و مهربانی های پنهانی ات بیشتر و پیشتر از نعمتها ی آشکار توست.  . خدایا!من را آزرمناک خویش قرار ده آن سان که انگار میبینمت.     من را آنگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس می کنم. خدایا! من را با تقوای خودت سعادتمند گردان. و با مرکب نافرمانی ات به وادی شقاوت و بد بختی ام مکشان. در قضایت خیرم را بخواه. و قدرت برکاتت را بر من فرو ریز تا آنجا که تاخیر را در تعجیل های تو و تعجیل را در تاخیر های تو نپسندم. آنچه را که پیش می اندازی دلم هوای تاخیرش را نکند. و آنچه را که بازپس می نهی من را به شکوه و گلایه نکشاند.   پروردگار من! من را از هول و هراس های دنیا و غم واندوه های آخرت رهایی ببخش. و من را از شر آنان که در زمین ستم می کنند در امان بدار.   خدایا! به که واگذارم می کنی؟ به سوی که می فرستی ام؟ به سوی آشنایان و نزدیکان؟تا از من ببرند و روی برگردانند. یا به سوی غریبان و غریبه گان تا گره در ابرو بیافکنند و مرا از خویش برانند؟ یا به سوی آنان که ضعف مرا می خواهند و خواری ام را طلب می کنند؟ من به سوی دیگران دست دراز کنم؟در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من. ای توشه و توان سختی هایم! ای همدم تنهایی هایم! ای فریاد رس غم وغصه هایم! ای ولی نعمت هایم! ای پشت و پناهم در هجوم بی رحم مشکلات! ای مونس و مامن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی کسی! ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره ی اندوه و غربت و خستگی! ای کسی که هر چه دارم از توست و از کرامت بی انتهای تو! تو پناهگاه منی! تو کهف منی! تو مامن منی! وقتی که راه ها و مذهب ها با همه ی فراخی شان مرا به عجز می کشانند و زمین با همه ی وسعتش بر من تنگی می کند و ........... اگرنبود رحمت تو بی تردید من از هلاک شدگان بودم. و اگر نبود محبت تو بی شک سقوط و نابودی تنها پیشروی من میشد. ای زنده! ای معنای حیات! زمانی که هیچ زنده ای در وجود نبوده است. ای آنکه : با خوبی و احسانش خود را به من نشان داد. و من با بدی ها و عصیانم در مقابلش ظاهر شدم. ای آنکه: در بیماری خواندمش و شفایم داد. در جهل خواندمش و شناختم عنایت کرد. در تنهایی صدایش کردم و جمعیتم بخشید. در غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند. در فقر خواستمش و غنایم بخشید. من آنم که بدی کردم ... من آنم که گناه کردم. من آنم که به بدی همت گماشتم. من آنم که در جهالت غوطه ور شدم. من آنم که غفلت کردم. من آنم که پیمان بستم و شکستم. من آنم که بد عهدی کردم ..... و ....... اکنون باز گشته ام. باز آمده ام با کوله باری از گناه و اقرار به گناه. پس تو در گذر ای خدای من! ببخش ای آنکه گناه بندگان به او زیان نمی رساند. ای آنکه از طاعت خلایق بی نیاز است و با یاری و پشتیبانی و رحمتش مردمان را به انجام کارهای خوب توفیق می دهد.   معبود من! اینک من پیش روی توام و در میان دست های تو. آقای من! بال گسترده و پر شکسته و خوار و دلتنگ و حقیر. نه عذری دارم که بیاورم نه توانی که یاری بطلبم. نه ریسمانی که بدان بیاویزم. و نه دلیل و برهانی که بدان متوسل شوم. چه می توانم بکنم؟ وقتی که این کوله بار زشتی و گناه با من است ؟!   انکار؟! چگونه و از کجا ممکن است و چه نفعی دارد وقتی که همه ی اعضا و جوارحم به آنچه کرده ام گواهی می دهند؟   خدای من! خواندمت پاسخم گفتی. از تو خواستم عطایم کردی. به سوی تو آمدم آغوش رحمت گشودی. به تو تکیه کردم نجاتم دادی. به تو پناه آوردم کفایتم کردی.
نیم نوشته
۲۰مهر
سلام دوستان . خدا رو شکر می کنم بخاطر روزهایی زیبایی که درش زندگی می کنم ... این روزها دارم توی آرزوهای چند سال پیشم زندگی می کنم ... ولی ذات آدمیزاده که هر بار می فهمه آرزوهاش چقدر کوچیک بودن ! این معنیش شکر گزار نبودن نیست ...  خدایا ... فکر نمی کردم اینقدر آرامش رو یکجا بهم هدیه بدی ... خدایا ... فکرش رو هم نمی کردم اینهمه داشته رو توی زمانی به این کوتاهی بهم بدی ... خدایا ... فکرش رو هم نمی کردم اینهمه دوست خوب داشته باشم ... ولی بعد از شکر گزاری ، احساسم رو هم بگم ... با تغییر شغلم ، شروع شدن کلاسای دانشگاه ، و شلوغ شدن کارم ، دیگه مثل سابق طی سه شماره 1 ، 2 ، 3 خوابم نمی بره ! این روزها بد خواب شدم و خوابهای عجق وجق می بینم ، دائم فکم رو به هم فشار می دم ، احساس سردرگمی می کنم ، کمی ترس دارم ... بعد از 15 سال دوری از کلاس و درس و مدرسه یک دفعه باید با حد و مشتق و تابع سر و کله بزنم ... (بابت درسهای کامپیوتر حس خوبی دارم چون انگار از استادها بیشتر می دونم ) ولی در مقابل ریاضی ترسیدم ... توی کار جدیدم بین 20 ، 30 تا کار نیمه نصفه قرار گرفتم و انگار فلج شدم ... انگار روزهام زیادی کوتاهه و یه چیزی کمه ... برای کارم هنوز دفتر پیدا نکردم (و جالبه ! دنبالش نمی گردم و انتظار دارم یهو دفتر بیاد در خونه رو بزنه ! ) ... و کلی مشغله دیگه ... خدایا ! هدایایی که دادی رو با جون و دل پذیرفتم ... حالا جنبه و ابزار لازم برای استفادشون رو هم بهم بده ...
نیم نوشته