نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

تجربیات 5 ساله ی من از زمانی که روی زمین فرود اومدم

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب در خرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

۱۱خرداد
سلام دوستان .  میگن "آگاهی درد داره " ... یعنی چی ؟! وقتی آگاهی دارم دیگه نمی تونم هر غلطی دلم خواست بکنم و نیشم هم باز باشه !!! (ببخشید انقده خشن گفتم) وقتی اشتباه کنم درد می کشم ... وقتی خلاف اصول و ارزشهام عمل کنم درد می کشم ... وقتی خواست خداوند رو متوجه شدم ، دیگه نمی تونم خلاف خواست خداوند عمل کنم و لذت هم ببرم ... این یعنی وقتی آگاه میشم نوع زندگی من عوض میشه ... دردی که ازش صحبت می کنم روشنی بخش راهمه که بدونم کجای راه رو درست می رم و کجای کار رو غلط ... از طرفی هم وقتی که می خوام بخاطر اصولم از لذتی بگذرم ، باز هم نوعی درد سراغ آدم میاد ولی زیباییش اینه که بعدش لذتی وصف ناشدنی هست ... اینا رو گفتم ، چون دیروز با خودم گفتم " عجب غلطی کردم که با انجمن پرخوران گمنام آشنا شدم ! "  علتش این بود که وقتی با بی توجهی شروع به پرخوری کردم "درد" آگاهی به سراغم اومد...  و نصف روز روحم رو به درد آورد تا وقتی که مشارکتش کردم و تصمیم گرفتم پا روی اصولم نذارم ... راستش اینه که الان حرفم رو پس می گیرم . خدا رو شکر می کنم که با انجمن پرخوران هم آشنا شدم  تا بتونم یک قدم دیگه در مسیر خواست خداوند حرکت کنم ... درد آگاهی نعمتیه که خداوند در اختیارم گذاشته تا در مسیرش حرکت کنم ، پس بابتش سپاسگذارم ...
نیم نوشته
۰۶خرداد
گاهی بعضی از دوستانم شاکی و طلبکار سوال می کنن تا کی من باید اصول رو رعایت کنم ؟ تا کی باید بیام جلسه ؟ تا کی خدمت کنم ؟ تا کی ... امروز جمله ای به دستم رسید که یادم انداخت این پست رو بنویسم ... "کار نیکی که برای دیگران انجام می‌دهید، وظیفه نیست بلکه یک نوع لذت است که برای شما سلامتی و آرامش خاطر به ارمغان می‌آورد." دوستان خوبم ، زندگی به روال برنامه هدیه ایه که ما بدست آوردیم ... لذتی که توی رعایت اصول ، خدمت و بودن با بچه های بهبودی وجود داره رو توی هیچ چیز دیگه ای نمیشه پیدا کرد ... لذت صداقت ، در حالی که دروغ به نفعته ... لذت گذشتن از لذتها ... لذت کمک کردن ...  اینها اینجا کلمه هستن .. ولی وقتی تجربش می کنی متوجه میشی ...
نیم نوشته
۰۵خرداد
می خواستم همینجا دعا کنم ... تصمیم دارم تغییرات جدیدی تو زندگیم ایجاد کنم ... احتمالا باید کلی پول دربیارم !!! کلی لاغر تر بشم ... کلی دست از تنبلی و بی نظمی هام بردارم ... کلی مطالعه کنم ... کلی درس بخونم تا معدل این ترمم 20 بشه ...  خدایا کمکم کن ...
نیم نوشته
۰۲خرداد
یه زمانی بود که اطلاعات عمومی هم یه ماسک بود روی صورتم که یعنی من از بقیه بهترم و بیشتر می دونم ... از وقتی به زمین اومدم ، آگاهی هایی که کسب می کنم ابزارهای زندگی سالم و زیبای منه ... امشب توی جلسه  یادم افتاد چقدر از آرامش و رشدم رو مدیون صداقت ، روشن بینی ، تمایل و دهها اصل روحانی ای هستم که  ابزارهای من برای لحظه لحظه و ذره ذره ی موفقیتهامه ...   نمی دونم می تونم منظورم رو برسونم ؟ قدیمها وقتی مطالعه می کردم اینها "کلمه " بودن ... امروز "ابزارهایی برای آزمودن و استفاده " هستن ...
نیم نوشته