نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

نیم نوشته های من

نیم نوشته

تجربیات 5 ساله ی من از زمانی که روی زمین فرود اومدم

طبقه بندی موضوعی

روابط

چهارشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۲، ۰۱:۴۳ ب.ظ
درمورد اهمیت روابط ، قبل از هر چیز سه تا سوال ساده رو جواب بدید ... رابطه ی شما با خودتون چطوره ؟ رابطه ی شما با اطرافیان و سایر مردم چطوره ؟ رابطه ی شما با خداوند چطوره ؟ همین سه سوال کیفیت زندگی شما رو تعریف می کنه ... پس فکر می کنم اهمیت بحث روابط رو به همین سادگی متوجه شدیم ... به نظر من تمام کاری که دوازده قدم ، ادیان الهی ، روانشناسان و ... می کنن همینه که این سه رابطه رو بهبود می بخشن ...  و اونوقته که زندگی معنا پیدا می کنه ، عمق پیدا می کنه و یه طورایی تازه می فهمیم دنیا دست کیه ! از سوال اول و سوم فعلا می گذریم و به سوال دوم می رسیم ... روابط ما با اطرافیانمون چطوره ؟ اول از همه بگم که درک شخصی من اینه که روابط ما بزرگترین سرمایه ی ماست ... از لحاظ مالی بارها از میلیونرهایی شنیدیم که می گن اگه تمام ثروت و داراییشون رو بگیریم و اونها رو با یک دست لباس زیر توی خیابون رها کنیم ، سال دیگه همین موقع همین جایی ایستادن که الان وایسادن ... یعنی تمام دارایی مالیشون رو بدست میارن ... نکته اساسی اینه که اینطور افراد روابطی دارن که با تکیه به اون می تونن دوباره شرایطشون رو بسازن ... روابط ما ثروت مادی و معنوی ما هستن ... خانواده ، دوستان ، مشتریان ، همسایه ها ، آدمهای توی خیابون ... توانایی این رو دارن که هر لحظه از زندگی ما رو زیباتر کنن ( و بالعکس ! میتونن زندگیمون رو جهنم کنن ! این به کیفیت برقراری روابط ما مربوطه ) در گذشته نگاه من به روابط اینطور بود : " من نباشم ، می خوام دنیا نباشه ... " ، " دیگی که برای من نجوشه ، می خوام سر سگ توش بجوشه ... " ، " زندگی من به دیگران چه ارتباطی داره " ، " کسی رو تو قبر کس دیگه دفن نمی کنن " و دهها جمله ی شبیه این که منو از همه ی دنیا جدا می کرد و در معنوی ترین حالاتم فکر می کردم که سرنوشت من از همه جداست و من اومدم تو این دنیا که تنهایی به خدا برسم ... حقیقت اینه که امروز اصلا اینطور فکر نمی کنم ... معتقدم دنیا و آخرت من به روابطم با افراد مختلف گره خورده ... اینکه پیام انجمنی که من عضوش هستم ، عشقه ... اینکه میوه ی دوازده قدم عشق بلاعوضیه که به کسانی هدیه می کنیم که بهش نیاز دارن ... همونطور که در عرفان اسلامی هم مرحله ی من الحق الی الخلق وجود داره که بعد از اینکه عارف به خداوند میرسه دوباره به سمت مردم بر می گرده ... چقدر از رابطه ی صحیح می دونیم و چقدر از روابط غلط ضربه خوردیم ؟ از عشق چی می دونیم ؟ آیا عشق رو تنها به رابطه ی عاطفی دو جنس مخالف ترجمه می کنیم ؟ آیا می تونی عشق رو به دخترک گل فروش توی خیابون ، پسرک واکسی سر کوچه ، معتاد درب و داغون توی  آشغالا ، کسی که دائم آزارت می ده (پس احتمالا مشکل زیادی داره ) ، کسی که ازش رنجش داری تعمیم بدی ؟ آیا می تونی عشق به طبیعت ، جهان ، خداوند رو درک کنی ؟ بیاید عاشقانه تر نگاه کنیم ... بیاید مثبت نگری رو در خودمون تقویت کنیم ... تازه اونوقت میشه روابط رو زیباتر درک کرد ... الان که فکر می کنم بحث روابط اونقدر عمیق و بزرگه که مطمئنا هزاران پست وبلاگ هم براش کافی نیست ... جلسه ی بعد در مورد انگیزه ها و اشکالات گذشته تو روابطم می نویسم ... و انگیزه ها و دیدگاهم نسبت به روابط در امروزم ...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۲/۱۴
نیم نوشته

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی